خرید بک لینک

درباره سایت

مرسی آوین! :)))

امکانات وب

وااای واااای واااای واااای وااااای وااااای خواهرم گااااایید گاااااایید گااااااااااااااااااایید

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: دوشنبه 16 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:06

برای سومین سال پیاپی نرفتم خونه عمو و خودمو از تنها عیدی ای ممکن محروم کردم! :/

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: دوشنبه 16 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:06

نشانه های رابطه abusive . مدام چک میکنه کجایی، چکار میکنی با کی هستی. جایی که میخوای بری و کسایی که باهاشون ارتباط داری رو کنترل میکنه و اگه به حرفش گوش ندی عصبانی میشه. بهت تهمت ارتباط داشتن یا لاس زادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: دوشنبه 16 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:06

ما به قدری مردمون آب ندید بدبختی هستیم که لوله وسط بلوار میپوکه پتو میندازیم بغلش چایی میخوریم، اسم رودخونه امونم خشکه بعد میخواید سیل نبرتمون؟

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: دوشنبه 16 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:06

دلایلی که از خواهرم فحش میخورم:وقتی میخوام غذا بخورم میگه صب کن منم بیام با هم بخوریم، که یعنی غذا برام گرم کن و بعدم بشقابمو بشور، و صب نمیکنم.وقتی ساعت دو از خواب بیدار شده من تازه رسیدم خونه میگه وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 5:48

مث یه سگ ضخمی پاچه مربی رانندگیمو گرفتم، البته مرتیکه گه هی دستمو از رو دنده میزد کنار داد میزد سرم! مثلا یه شاگرد نتونه بگه آیم فاین تنک یو باید بزنم تو دهنش؟ خب احمق چرا کولی بازی در میاری؟ هی داااااااد میزنه دو دو دو دو خب خبر مرگت کپتو ببند تا برم دو! یا ماشین زیر پام خاموش میشه عین بچه دو ساله ها پاشو میکوبه کف ماشین جیغ میکشه! از حرص این مرتیکه روانی ام شده باید فردا قبول شم! کیرم تو انتخاب مربیم.

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 5:48

شب بنده خدا داداشم رفت آلمان صبح کل تاقشو غارت کردم! برگشت هیچ هیچ هیچ نداشت ^.^ ولی واقعا عذاب وجدان داشتم! دیگه بلاخره بهش گفتم بیا اتاقا عوض.. تخت و دراورشو پس میدم میرم تو اتاق بی نور بی پنجره قدیمیم. همون موقع تخت خودمو دادم رفت تخت ندارم ولی نمیخوامم، رو تخته اش تشک میندازم یه صندلیم میخوام درست کنم فقط کتابخونه امو میبرم.. دیوارشم میخوام یکیشو سبز پررنگ کنم بقیه اش سفید بعد رو تختی اینامو میخوام زرد کنم ^______^ چیز خفنی میشه مطمعنم.

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 5:48

فضای خونه خیلی مشکوکه و اصلا دلم نمیخواد دوباره واسم تولد بگیرن!

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 5:48

زندگی همیشه یه خط صاف نیست، زندگی هر روز بولت جورنال رنگ کردن و نقاشی کشیدن و صبح با انرژی تو کوچه پس کوچه های بارونی سیگار دود کردن نیست، رندگی هر روز دغدغه تولد داشتن و لاک زدن نیست، زندگی بعضی روزا سیاه پوشیدن و اشک ریختن برای فراق دوسته، زندگی روزهای شلخته و وقت حمام کردن نداشتنه، زندگی داد زدن و سر درد و دلتنگیه.. زندگی درده زخم چرک کرده است زندگی کثیف و تلخ جیلینگ جیلینگ دم مار زهری ه.. زندگی جر میده و جلو میره.

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 5:48

خیلی خسته ام، فردا از هفت کلاس رانندگی دارم بعدش مهد بعدش میرم کابخونه احتمالا بعدش آموزشگاه بعدش خیلی خسته تر از الان..

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 23:49

مغ ناراحته و خیلی ناراحتم که کاری از دستم بر نمیاد براش انجام بدم.. دوسپسر مناسب تو دست و بالتون نیست بدیم بهش یادش بره؟

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 23:49

از رانندگی متنفرم! نه وقت حمام رفتن دارم نه بوجو نه درس خوندن نه کپیدن خیلی خیلیم سخته و خیلی میترسم باید شیش صبح پاشم بلافاصله بدوعم برسم کلاس بعدش.. پاره شدم

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 23:49

ببینید ک حمام رفته اتاق تمیز کرده از زندگیش راضی شده دوباره ^_____^

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 23:49

جوووون بابا انقد نبودم بلاگفا آپدیت شد؟؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 23:49

از فاصله این حمامم تا اون حمامم میام پست میزارم شما ببینید اوضاع دیگه چقد خرابه =)))

برچسب: نویسنده: بنیامین زارعیان تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 23:49

صفحه بندی